November 26, 2007

ماه مستقیم رفت ... ما پیچیدیم... + ادامه
1) به شدت خوابم می آید و هنوز یه سری کار نا تمام دارم ... یه فصل از کنفرانس چهار شنبه مونده و فردا صبح هم بر می گردم تهران و تو اتوبوس هم که طبیعتا نمی شه چشم از نمایش هزاررنگ پاییز البرز برداشت و کتاب خوند . اینجا... + ادامه
November 1, 2007

...

عکسها به راستی تجربه های صید شده اند و دوربین برای وجدان، آنگاه که میل جویندگی دارد، یاوری آرمانی است. سوزان سانتاگ... + ادامه
شکوفه باران مه آلود ماسوله، پیچک سبز ته کوچه محبوب من، زن و مرد پیر در آستانه در که چه خزانی بودند، تاریک جنگل و غروب دریای صبور، همه رو جمع کردم، یک قاب از هر خاطره، تا کنار هم پنجره ای باشد به شهری که آسمان مهربانش مجنونم کرده... + ادامه