يك كامنت بي ربط كه توش ماه داره: لوركا قبل از اينكه تير بارانش كنن گفته بود كه دوست نداره زير نور ماه بميره چونكه اينطوري احساس مي كنه كه يكي از بهترين دوستاش كه بارها و بارها تو شعرهاش ازش حرف زده،داره بهش خيانت مي كنه.... البته اون شب وقتي آسمون رو نگاه كرد ماه اونجانبود....
هنوز در سفرم ،
خیال می کنم ، در آب های جهان قایقی ست
و من مسافر قایق هزار ها سال است ،
سرود کهنهء دریانورد های کهن را ،
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم ...
- امروز همه دغدغه ام این است که آخرین شعرم چیزی باشد که به همه زندگیم بیرزد.مثل آخرین کمانکشی آرش ... مثل آخرین آواز قو. می گویند قو به دریا می زند و پس از خواندن زیباترین آوازش می میرد. - انسانی که در خود نمی نگرد همه تبارش را... + ادامه
« نشسته ایم دل و عشق و کالبد پیشت یکی خراب و یکی مست و آن دگر دلشاد»... + ادامه
نظرها
يك كامنت بي ربط كه توش ماه داره: لوركا قبل از اينكه تير بارانش كنن گفته بود كه دوست نداره زير نور ماه بميره چونكه اينطوري احساس مي كنه كه يكي از بهترين دوستاش كه بارها و بارها تو شعرهاش ازش حرف زده،داره بهش خيانت مي كنه.... البته اون شب وقتي آسمون رو نگاه كرد ماه اونجانبود....
يكي مغ آفتاب پرست | November 26, 2007 11:08 AM
هنوز در سفرم ،
خیال می کنم ، در آب های جهان قایقی ست
و من مسافر قایق هزار ها سال است ،
سرود کهنهء دریانورد های کهن را ،
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم ...
حباب | November 28, 2007 9:43 PM