ماه مستقیم رفت ...
ما پیچیدیم

November 26, 2007 9:31 AM -- ناتوردشت

نظرها

يك كامنت بي ربط كه توش ماه داره: لوركا قبل از اينكه تير بارانش كنن گفته بود كه دوست نداره زير نور ماه بميره چونكه اينطوري احساس مي كنه كه يكي از بهترين دوستاش كه بارها و بارها تو شعرهاش ازش حرف زده،داره بهش خيانت مي كنه.... البته اون شب وقتي آسمون رو نگاه كرد ماه اونجانبود....

هنوز در سفرم ،
خیال می کنم ، در آب های جهان قایقی ست
و من مسافر قایق هزار ها سال است ،
سرود کهنهء دریانورد های کهن را ،
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم ...

ارسال نظر