December 27, 2007
شهر بارانی بدون ملودی
نماد زمستان شمال – گیلان – برای من چهره ی پیرمردان این شهر – رشت – است . پیرمردانی که زمستان ها صورت های سرخ شان با ته ریشی تنک زیر شال گردنی رنگ و رو رفته پیداست . شانه های خسته شان زیر ابریِ شهر باران افتان و... + ادامهDecember 16, 2007
زعفران گيلاني
زعفران هاي گيلاني يكي از زيباترين گل هاي خودروي گيلان هستند ؛ تمام پاييز را زنده اند و بقيه سال هيچي ازشان باقي نمي ماند . اين گل ها از اولين كشفيات جواني من و بانو حباب هستند . نوستالژيك و خوش قيافه ! عكسي از بانو حباب... + ادامهDecember 12, 2007
ما که هیچ نمی دهدمان جهان محل سگ*
دیروز بعدازظهر حدود 4 ساعت زندگی کردم . وقتی که سارا شریعتی با آن صدای گرفته و لهجه مخلوط فرانسوی و خراسانی اش از حزن و سرخوردگی شعر های نامجو می گفت . وقتی آن بالا نشسته بود و از شانه های افتاده و 28 سالگی و پایان می گفت... + ادامهDecember 6, 2007
تداعی...
صدای آکاردئون آقای نوازنده در شب کوچه های خیس چه زیبا می نوازد حزن غریب غریبگی این روزهایم را و تداعی می کند همه آنچه را نباید ...... + ادامهDecember 4, 2007








