کوتاه
* : " سرت رو کامل بیار پایین " ... قچ قچ ... " خب حالا به من نگاه کن "
_ :نه اینقدر ... قدش رو نه ! نه خیلی کوتاه !
* : " اِ اِ ... بزن بره ، بذار نفس بکشه "
_ : خب...
* " چپ رو نگاه کن "... قچ قچ ... " عینکت رو بردار " ... قچ قچ ... " برگرد راست " ... قچ قچ ... " خب ، حالا چطوره ؟ کوتاه تر ؟ " ...قچ قچ ... " نه ... خوبه گمانم " ... ....
" مبارکه "
پی نوشت 1 : مامان داستان از فیس فیس برای کوتاهی گفته که خشکه خشکه که مو نمی زنن ! خدمتت عرض کنم زمانی که ما کودک بودیم فیس فیسی در کار بود و لاجرم تلخی ماجرا را خیس می کرد اما اینبار خانومه برداشته قبلش کل موها را گرفت زیر شیر و یهو آب سرد رو شره کرد روی سرم و چک چک کنان ما را نشاند روبروی آینه ... آره ، قبول دارم هیجان ماجرا کم شده این مدلی .
پی نوشت 2 : دوست Anonymous کیستی تو ؟!









نظرها
سلام
خدایش حالیم نشد !
خیلی فکر کردم . و لی هر چی فکر کردم چیزی به نظرم نرسید .
کوهزاد | February 15, 2008 1:51 AM
آرايشگاه!!!
Anonymous | February 15, 2008 7:26 PM
گمونم یه فیس فیسی جا مونده اون وسط. خشکه خشکه که کوتاه نمی کنند دختر جان
ف.الف | February 15, 2008 8:32 PM
چرا آبروریزی می کنی.از بچگی تو به این طرف ،یکی ،دو باری آرایشگاه رفتم دختر داستان
مامان داستان | February 16, 2008 7:18 AM
Salaam,
I don't want to make you worried.
I'm not a stranger; you know me, but ...
Step by step :)
Let me stimulate your curiosity!
Anonymous | February 16, 2008 10:34 PM