July 17, 2008

چهار شنبه - 26 تیرماه 1387

" در سپیده دم سبز می خواستم دل باشم دل در غروب جا افتاده می خواستم بلبلی باشم بلبل در صبحی سر زنده می خواستم خودم باشم دل و در پایان غروب می خواستم صدایم باشد بلبل جان به رنگ نارنج جان به رنگ عشق در می آید " فدریکو... + ادامه
July 5, 2008

هی ، زندگی سلام 1

برای بانو دیده بان به گمانم از آن شب سوفله خوران خانه تان به نیت آمار خواندن بود که خیال زندگی دو نفره به سرمان زد ... چه رویا ها که نبافتیم ... اوه ، چیزی نگذشته ، همش یک سال و اندی ... اما چه قدر بزرگ شدیم... + ادامه