چهار شنبه - 26 تیرماه 1387
" در سپیده دم سبز
می خواستم دل باشم
دل
در غروب جا افتاده
می خواستم بلبلی باشم
بلبل
در صبحی سر زنده
می خواستم خودم باشم
دل
و در پایان غروب
می خواستم صدایم باشد
بلبل
جان به رنگ نارنج
جان
به رنگ عشق در می آید "
فدریکو گارسیا لورکا
July 17, 2008 12:18 AM -- ناتوردشت









نظرها
باشد که بانوی سعادتمند مرد داستانت باشی....
ف.الف | July 19, 2008 4:15 PM
مبارکت باشد غزال جان
ریحان | July 20, 2008 9:14 AM
سلام غزلك
ضمن تبريك صميمانه از صميم قلب آرزو مي كنم خوشبخت شويد و موفق و سعادتمند
فرزانه | July 21, 2008 12:07 AM
سلام
من که نمی دونم چه خبره!
ولی خوشبخت باشی
کوهزاد | August 3, 2008 3:49 AM