پراكنده
* ديشب بايد مي نوشتم كه هواي ابري و باراني ديروز حسابي رشتي بود .ما هم كه دلمان هنوز به تنگي عادت نكرده است . با اين كه حال به جان نداشتيم و يه عالم كار مزخرف بانكي و واريز و اينا ريخته بود دورو برم ولي عالي بود ، مطمئنم اگر هوا جور ديگري بود نمي رسيدم به خانه .
* يكي از هم كلاسي هاي هم سن و سال كلاس زبانم موجود جالبيست ، مثلا وقتي معلم مي پرسد چرا جلسه قبل نبودي ؟ مي گويد : "I had an emotional problem " و بار ديگر هم كاملا صادقانه اين جواب را مي دهد : " I was tired "
* اسفند امسال تا الان كه مثل آدم گذشت ، البته عطف به گذشته بايد بگويم ، عمدتا يك هفته منتهي به چهارشنبه سوري جني مي شود .
* ياد آوري :
دوستان ديده و نديده عزيز : اين يك وبلاگ دو نفره است . بانو ديده بان و من كه ناتورشتم . از آن جائيكه بانو ديده بان همچون يك شهاب گاهي از اينجا مي گذرند دوستان دقت نمي فرمايند كه همه ي پست هاي اينجا مال من نيست و به نام من كامنت مي گذارند ، بنابراين بعد از اين از دقت شما ممنونيم .








