شبِ احمدرضا
شب ، شبِ احمدرضا احمدي بود با آن طنز غريبش در زمانه اي كه عموماً يا بي تفاوتي و يخ ،يا جو زده يي و عصباني ... 3 ساعت در محضر كساني كه شريف مانده اند و آرام پيش مي روند عالي بود. به گمانم اين حجم انرژي دريافتي ازاحمدرضا احمدي و آيدين آغداشلو و احمد پوري و ع. پاشايي و شمس لنگرودي وبابك احمدي و هاشم اكبرياني و چند انسان ديگر بود كه جماعت حاضر در آن سالن را با نظمي كم نظير كنار هم نشانده بود. در راه برگشت عليرضا بود كه ميخواند : " امشب از دولت مي دفعِ ملالي كرديم/ اين هم از عمر شبي بود كه حالي كرديم" /.
شرح ماوقع را در روزنامه و سايت ها مي خوانيد و حالش را مي بريد ، غرض ثبت اين حالِ خوب مان بود و بس.








