براي ثبت در تاريخ و دل اندوهگين آنكه مي گويد دوستت دارم...

" ...ما نمايشنامه نويسان خلوت گزيده را اين روزها حاجت تماشا از کوي دوست به صحرا کشانده است، از مهتابي به کوچه، از تنگناي صحنه هاي کوچک به بزرگراه قهرمانان بي نشان. حالا ما هم در کنار نام هاي مفخمي چون آنتيگونه و هملت و سياوش، نام قهرمانان حماسه هاي خيابان را مي نشانيم.

ما نمايشنامه نويسان نيت کرده ايم از جمعي بزرگ بنويسيم؛ از آدم هايي که نقش هايي بزرگ را بر ذمه گرفته اند. نيت کرده ايم از آدم هاي کوچک کوچه بنويسيم که در دگرديسي نقش به هيئت پرسوناژهايي فناناپذير قامت بسته اند. اينک اين ما هستيم که مخاطب مردميم. هر چند اندکيم، هر چند خرد و ناچيزيم.

دوستان کتمان نمي توان کرد که اکنون فضاي افسرده يي است و افسردگي بيش از آنکه وضعيتي روحي باشد، وضعيتي سياسي است براي رهايي از اين وضعيت افسرده، محتاج اميدي نجات بخش هستيم؛ اميدي که از درون اين وضعيت جوانه مي زند..."

بيانيه هشت نمايشنامه نويس درباره وقايع اخير

August 6, 2009 8:48 AM -- ناتوردشت

نظرها

طاقت بیار رفیق ....
id :shayanbati

هنوووز هم آنکه می گوید دوستت دارم ؛ دل اندهگین شبی است که مهتاب اش را می جوید ... ؟:)

id : shayanbati

چقدر زیادند این روزها این حرفها. این بیانیه ها. این فر یادهای کاغذی چاپی و عیر چاپی.
چقدر خوشحالمان می کرد دیروزها این حرفها.این فریادها. این ...
چقدر کم رنگ اند این روزها این حرفها رویه سیاهی تحته سیاهی که هر روز داریم رویش راه می رویم. رویش زندگی می کنیم.....

ارسال نظر