دانوب

*بعد از مدت ها يك دوست جديد پيدا كردم . اسمش هست دُنا يا همان دانوب . دانوب آبي . والس معروف اشتراوس . اول مربي م بود . اصلا قيافه اش از آن هايي نبود كه انرژي مثبت و از اين حرفا داشته باشد . ولي ازآن‌هايي ست كه به آشتي رسيده‌اند با زندگي يا حداقل سعي‌شان براي آشتي تا اينجا به بار خوبي نشسته است .از آدم هايي مثل او ياد مي‌گيرم . ياد گرفتني كه با يك حس قرابت عجيب همراه است . و اين روزها چقدر اينچنين دانايي و قرابتي را كم دارم .

* كوپن تعطيلاتمان را هفته پيش يهو بلعيديم و رانديم تا خانه‌ي پدري . دلتنگي امان‌م را بريده بود و تاب نمي‌‌آورد تا اين هفته.ولي حالا اين چند روز را بايد بمانم و امتحان زبان بخوانم و مولفه تعريف كنم .ولي گمانم عليرضا نقشه‌يي چيزي در سر دارد . قيافه‌ش اين را مي‌گويد .

*مثل خيلي‌ها ما هم خيلي وقت است كه مكتوب روزانه‌ يا حتي هفتگي‌يي نداريم براي خواندن . اما اين آخرِ هفته اعتماد بسيار خواندني‌ست : « با ياد مهدي سحابي ، پنجشنبه‌هاي دوست داشتني از راه رسيد » .

*حواست به روزهاي سرد اينجايي هست كه آب را مي پاشيم به گل ها و تا نرسيده به زمين يخ مي بندد ؟
حواست هست كه مي‌توان در فرورفتگي كاناپه فرو رفت و چاي نوشيد پشت هم و خواند و خواند ؟
خب‌؟
هيچي . فقط مي‌خواستم ببينم حواست هست يا نه .

پي نوشت :نخير . اصلا بهم نچسبيد اين نوشته . باز هم نگفتم چيزي را كه مي خواستم بگويم .ولي چاره ندارم بايد همين نچسب ها را بنويسم تا برگردم . تا دوباره يادم بيايد .

December 3, 2009 5:54 PM -- ناتوردشت

نظرها

ویژه نامه ی اعتماد خوب است آن هم برای این روزهایی که خماری امثال ما به کاغذ چاپی با هیچ چیزدرمان نمی شود حتی صدها صفحه مطلب خوب و خواندنی در دنیای مجازی البته اگر پیدا بشود.

توی این قحطی که افتاده به جان ِ مطبوعاتمان غنیمت است این ویژه ی اعتماد . گذاشتم اش برای این روزهای تعطیل ِ عریض و طویل .

منم اعتماد خريدم!....
هي....

فکر کنم این حواست هست ها به من برمی گردد دیگر! خوب مقداری هست اما من از آنجا اوج هر چیزی را می خواهم پس از این میزان توجه ناراضی ام. چون مقداری کم می دانمش.
خوب دیگر ما نتوانستیم نقشه هایی را آن روها عملی کنیم اما بعدش سعی کردیم....کمی هم شد ...نه؟

ارسال نظر