به تهران 88 و خیابان هایش


ما زندگی کردیم، سوگند می خورم زندگی کردیم ، نه ما نزیستیم که زندگی کردیم ما با این خیابان ها و این خیابان ها با ما، سوگند می خورم که زندگی کردیم. گمان میکنم که در بهترین زمان و به بهترین شکل زندگی کردیم که هیچگاه حقیقت به این عریانی بر ما پیدا نشد! با هم شاد شدیم ، با هم امید داشتیم ، هراس داشتیم، گریستیم، با هم گریختیم، بهترین شعرها را سرودیم، با هم سکوت کردیم، فریاد شدیم...
در این روزهای بیم و امید سوگند می خورم که زندگی کردیم، ما با هم این شهر را زندگی کردیم، اشکهامان باران آسمانش شد، بر ما بارید، از زمین روییدیم، سبز شدیم، جوانه زدیم ،آسمانش پناهمان شد... ما باهم و این شهر با ما، بی دریغ و بی پروا، ما با هم زندگی کردیم... ما نزیستیم سوگند می خورم زندگی کردیم ... ما با هم این روزها را زندگی کردیم...

April 8, 2010 3:29 PM -- ديده‌بان

نظرها

'' و خيابانها بي حضور تو راه هاي آشكار جهنم اند. ''

"و خيابانها بي حضور تو راه هاي آشكار جهنم اند!"

پس اینجا را هم می توان زندگی کرد بانو و نزیست . حتما حتما آن مغ راست می گوید که : ""و خيابانها بي حضور تو راه هاي آشكار جهنم اند!"

ما شاد زیستیم ، ما پاک زیستیم ....

ارسال نظر